برخی از موارد وجوب و استحباب تاخیر نماز اول وقت مطابق با فتاوای مقام معظم رهبری ۸۲۲۱; به مناسبت ۱۵ ماه شوال ، روز واقعه ردّ الشمس ۸۲۲۰;
در روایتی نقل شده:
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) پس از انجام مأموریتی که پیامبر خدا (صلیالله علیه واله) بر عهدهی ایشان گذارده بود، نزد پیامبر (صلیالله علیه واله) برگشت. پیامبر اعظم (صلیالله علیه وآله) سر بر روی پای امیرالمؤمنین (علیهالسلام) گذاشته و خوابیدند، در حالی که خبر نداشتند که علی (علیهالسلام) نماز عصر را نخوانده است.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بهخاطر اهمیت وحی و احترام به امام و ولیّ خود و عدم ایذای ایشان، ــ ازآنجاکه نماز، واجب و احترام و عدم ایذای به پیامبر، واجبتر است ــ ایشان را بیدار نکردند.
پیامبر (صلیالله علیه واله) از خواب بیدار شده و متوجه شدند که نماز ایشان در حال قضاشدن است؛ پس دعا کرده و عرضه داشتند: خدایا! علی (علیهالسلام) در اطاعت تو بوده، پس خورشید را برای او برگردان.
و خورشید به محل فضیلت نماز عصر برگشت. (۱)
بعضی از موارد وجوب تأخیر نماز اول وقت
مطابق با فتاوای مقام معظم رهبری
خواندن نماز اول وقت، چنانچه با هر واجب فوری منافات داشته باشد، جایز نیست؛ از جمله:
۱) دستور والدین به انجام کاری؛ چنانچه عدم اطاعت باعث ایذای آنان شود.
۲) دستور فرمانده به نیرو برای انجام مأموریت ضروری که مستلزم تأخیر نماز شود.
۳) خواندن نماز اول وقت، اگر منافی با حق شوهر (تمکین) باشد.
۴) طلبکار، طلب خود را مطالبه کند و پرداخت آن متوقف بر تأخیر نماز باشد.
۵) برای حفظ جان خود یا کسی که حفظ جان او واجب است یا حفظ مالی که نگهداری آن واجب میباشد.
۶) تطهیر مسجد در صورت نجس شدن و نبود شخصی دیگر، برای تطهیر آن.
شایانذکر است، در جمیع موارد فوق، زمانی تأخیر واجب است که وقت نماز وسیع باشد و الّا (در ضیق وقت) تأخیر جایز نیست؛ مگر مواردی که واجب مهمتری وجود داشته باشد. (۲)
بعضی از موارد استحباب تأخیر نماز اول وقت
مطابق با فتاوای مقام معظم رهبری
۱) تأخیر نماز ظهر و عصر از براى کسى که خواسته باشد نافله به جا آورد و هم چنین است نماز صبح براى کسى که نافلهى آن را پیش از وقت به جا نیاورده باشد.
۲) تأخیر مطلق نمازهاى اداء است براى کسى که قضاء از پیش دارد و مىخواهد به جا آورد؛ بلکه احتیاط واجب آن است که اگر فقط یک نماز قضا دارد، ابتدا نماز قضا را بخواند؛ بهخصوص اگر نماز قضا مربوط به همان روز باشد.
۳) تأخیر نماز براى شخص متیمم که احتمال مىدهد یا امید دارد که عذرش برطرف شود و اما در غیر تیمم از عذرهاى دیگر احتیاط وجوب تأخیر است.
۴) کسى که بول یا غایطش مىآید پسنماز را به تأخیر افکند و قضاء حاجت کند.
۵) کسى که اقبال به نماز ندارد تأخیر افکند تا حضور قلب حاصل شود؛ لکن این را عادت خود قرار ندهد.
۶) تأخیر به جهت درک جماعت بهشرط این که افراط در تأخیر نشود و نیز رجحان دارد تأخیر به جهت تحصیل کمال دیگر مثل حضور در مسجد یا زیادشدن مأمومین و امثال اینها.
۷) تأخیر نماز صبح است به جهت خواندن نماز شب هر گاه چهار رکعت آن را پیش از دخول صبح به جا آورده باشد.
۸) تأخیر براى مسافرى که عجله دارد.
۹) زنى که مربی کودک است و لباسش نجس است و روزى یکبار به جهت نماز مىشوید، تأخیر بیندازد ظهر و عصر را تا نزدیک به غروب تا جمع کند با مغرب و عشاء به جهت آن که چهار نمازش با لباس شسته به جا آورده شود.
۱۰) زنى که استحاضهى کثیره دارد تأخیر افکند نماز ظهر را تا آخر وقت فضیلت آن، جمع کند با عصر به یک غسل و هم چنین تأخیر افکند نماز مغرب را تا آخر وقت فضیلت آن و جمع کند با عشاء به یک غسل.
۱۱) تأخیر عشاء تا وقت فضیلتش که بعد از ذهاب شفق است و اولى تأخیر عصر است از زوال تا سایهى شاخص به مِثل برسد و اگر چه اول وقت فضیلت آن از زوال است. (بعد از خواندن نماز ظهر)
۱۲) حاجی که از عرفات به مشعر مىرود مغرب و عشاء را تأخیر مىافکند اگر چه به ربع بلکه تا به ثلث برسد.
۱۳) کسى که ترس از گرما دارد نماز ظهر را تأخیر افکند تا سایه به مِثل برسد.
۱۴) تأخیر نماز مغرب است براى کسى که روزه است و طبعش مایل به غذا و حواسش نزد افطار است یا آن که منتظر او مىباشند به جهت افطار. (۳)








