حضرت آیت الله سید عیسى طباطبائی نجفی
ایشان در حوزه علمیه دامغان مقدمات را نزد آقایان یدالله خدایی و سید مسیح شاهچراغی فراگرفت. سپس به قم و بعد به کرمانشاه رفت و به تحصیلات حوزوی خود ادامه داد و از درسهای آقایان سدهی اصفهانی، سید مجتبی معصومی و عطاءالله اشرفی اصفهانی بهره برد. پس از آن راهی عراق شد و در حوزه علمیه نجف اشرف تحصیلات خود را ادامه داد و در دروس سطح سید اسدالله مدنی و حسین راستی کاشانی شرکت کرد. مدتی نیز در لبنان از بحثهای سید موسی صدر بهرهمند شد و از درس مکاسب ایشان استفاده کرد. همچنین مدتی در حوزه علمیه سامرا از درس آیتالله لنکرانی بهره گرفت. از دیگر استادان او در حوزه علمیه نجف میتوان به آقایان سید عبدالصاحب حکیم، سید محمدباقر حکیم، سید محمدعلی امین و سید محمدباقر صدر و حضرت امام خمینی (قدّس سرّه) اشاره کرد.
———————————————————-
متن دستنوشتهی معظمٌله
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله وصلى الله على رسول الله محمد بن عبد الله و على آله آل الله و لعنه الله على أعدائهم أعداء الله إلى یوم لقاء الله ثم الحمد لله الذی هدانا لهذا وما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله إذ قال: “هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون إنما یتذکر أولوا الألباب” وإذ قال الصادق علیه السلام: “نحن الذین یعلمون وأعدائنا الذین لا یعلمون و شیعتنا أولوا الألباب”. فالشکر للّه الذی جعلنا ببرکتهم من أولی الألباب.
و بعد أنا العبد الذلیل الفقیر إلى رحمه الله السید عیسى الطباطبائی النجفی أعتزّ و أفتخر بأنی قد تشرفت بتقلید الإمام الخمینی منذ قیامه ضد الطاغوت و اعتقاله و نفیه إلى ترکیا ثم العراق و تابعت حرکته الجهادیه و قیامه و أنا فی النجف الأشرف وطیله سنین إقامتی فی العراق ثم لبنان هاربا من بطش نمرود العراق صدام الجزّار إلى جبل عامل مع الشهید شمران و الشهید منتظری و الشهید محمدصالح الحسینی و الدکتور جلال الدین الفارسی ثم ذهابی إلى فرنسا و رجوعی مع الإمام إلى الوطن فی تشکیل دوله الإسلام دوله المستضعفین حاملاً وکالته التامه عند استقراری فی لبنان لحمل المسئولیه فی تأسیس المؤسسات الاجتماعیه کالشهید و الإمداد و الجرحى و المؤسسات الحوزویه و الثقافیه فی لبنان و سوریه و فلسطین و کنت أقلّد الإمام کولی أمر المسلمین و کولی الفقیه الجامع المانع لجمیع شرائط التقلید مع کافه إخوانی العاملین معی بالآلاف فی هذه المؤسسات لتشکیل النواه الأولى لخلایا حزب الله الذین یعتقدون بجواز العمل الاستشهادی بناءاً لفتوى الإمام لدحر العدو الصهیونی و أصبحوا بحمد الله الرکیزه الأساسیه للعمل الجهادی لملء الساحه و القیام بدحر العدو الغاصب لفلسطین و هم الآن بعشرات الآلاف و یهددون کیان الدوله الغاصبه للقدس بتغییر المعادلات إلى أن انتقل قدس سره إلى الرفیق الأعلى بجوار جده رسول الله (ص) وأئمه الهدى (ع).
ثم انتقلنا دون تریث أو إمهال إلى تقلید القائد المفدى الإمام الخامنئی و دون شک أو ریب و إلى زماننا هذا و إلى آخر نفس فی حیاتنا إن شاء الله کالأعلم الأفقه الأفهم الأشجع الأزهد و البصیر و الخطیب الصعصعی و الألمعی الملهَم فی جمیع مجالات الحیاه الدینیه و العسکریه و السیاسیه دون منازع و بالقطع و الیقین کالشمس فی وضح النهار و علیه نموت و نحیا معتقداً بقوله تعالى: “إن الله یعلم حیث یجعل رسالته” حتى فی موضوع القیاده لأنها خطیره للغایه و مکمله للإمامه و العصمه عند غیاب الإمام المعصوم امتثالا لقوله عجل الله فرجه: “وأما من الفقهاء من کان صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفاً لهواه مطیعاً لأمر مولاه فللعوام أن یقلّدوه” الخ، باعتباره المصداق الأکمل الأمثل الذی ادّخره الله لمثل هذه الفتره العصیبه والقریبه لظهوره عجل الله فرجه فی صراعنا المریر بدءاً بالشیطان الأکبر و الغده السرطانیه إسرائیل و ختماً بالذین هم بمنزله الأذناب کالوهابیین التکفیریین و الداعشیین و أقول جازماً و قاطعاً إن تقلید سماحته و اتباع خطه و نهجه بالتمام و الکمال کتقلید الإمام الخمینی فی الخروج عن جاهلیه القرن الماضی و الحاضر و کاتباع الولایه بعد إتمام الرساله فی غدیر خم بقوله تعالى: “الیوم أکملت لکم دینکم وأتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دینا” تمهیداً لدوله الإمام المهدی عج فالانحراف و الابتعاد عنهما کالابتعاد و الانفصال عن الرساله و الولایه و الله و هو یهدی إلى سواء السبیل والحمد لله رب العالمین.
الاحقر السید عیسى الطباطبائی النجفی
بیروت فی ۱۴ / ربیع الثانی ۱۴۴۵ هـ
ترجمه:
بسم الله الرحمن الرحیم
ستایش مخصوص خداست و صلوات خدا بر رسول خدا محمد بن عبدالله و بر خاندان او، یعنی خاندان خدا و لعنت خدا بر دشمنانشان که همان دشمنان خدا هستند تا روز ملاقات خدا. پس حمد و سپاس خدایی را که ما را به این امر هدایت کرد و اگر خدا ما را هدایت نمی کرد، هدایت نمی شدیم؛ آنگاه که فرمود: “هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون إنما یتذکر أولوا الألباب” (۱) و هنگامی که امام صادق علیه السلام فرمودند: “نحن الذین یعلمون وأعدائنا الذین لا یعلمون و شیعتنا أولوا الألباب”. (۲) پس سپاس خداوندی را که به برکت ایشان، ما را از خردمندان قرار داد.
و من بنده ی ذلیل و محتاج به رحمت خدا سید عیسی طباطبایی نجفی، احساس عزت و افتخار می کنم به اینکه از امام خمینی از زمان قیام او بر ضد طاغوت و دستگیری و تبعید ایشان به ترکیه و پس از آن به عراق، مفتخر به تقلید از ایشان شدم. و از حرکت جهادی و قیام او تبعیت کردم در حالی که در نجف اشرف بودم و در طول سالیان اقامتم در عراق و سپس لبنان در حالی که از ظلم نمرود عراق، صدام قصّاب به جبل عامل به همراه شهید چمران، شهید منتظری، شهید محمد صالح حسینی و دکتر جلال الدین فارسی فرار کردیم.
سپس به فرانسه رفتم و به همراه امام در تشکیل دولت اسلامی، دولت مستضعفین، به وطن بازگشتم و در هنگام استقرار در لبنان وکالت (نمایندگی) کامل ایشان در پذیرفتن مسئولیت در ایجاد نهادهای اجتماعی مانند بنیاد شهید و کمیته ی امداد و بنیاد جانبازان و نهادهای حوزوی و فرهنگی در لبنان و سوریه و فلسطین را بر عهده گرفتم.
من از امام به عنوان ولیّ امر مسلمین و ولیّ فقیه جامعِ شرایطی که در ایشان منحصر بود، (یعنی اعلمیت منحصر در ایشان بوده) به همراه همه برادرانم تقلید می کردم، در این مؤسسات هزاران نفر از آنها با من همکاری می کردند تا هسته ی اولیه ی سلولهای حزب اللهی را تشکیل دهیم که بر اساس فتوای حضرت امام به جواز عملیات استشهادی برای بیرون کردن دشمن صهیونیستی، باور دارند و بحمدالله برای کار جهادی و پرکردن میدان و قیام برای بیرون راندن دشمن غاصب فلسطین، ستون اصلی گردیدند و آنان هم اکنون ده ها هزار نفر اند و رژیم دولت غاصب قدس را به تغییر معادلات تهدید می کنند تا اینکه حضرت امام قدس سره به رفیق اعلی در جوار جدش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه ی هدی (علیهم السلام) منتقل شد.
سپس بدون درنگ و معطّلی به تقلید از رهبری که جانم فدای اوست یعنی امام خامنه ای، به عنوان اعلم (عالم ترین)، افقه (فقیه ترین)، افهم (فهیم ترین)، اشجع (شجاع ترین)، ازهد (زاهدترین)، بصیر، خطیب دانا و باهوش، کسی که الهام شده به او در همه عرصه های زندگیِ دینی، نظامی و سیاسی بدون هیچ مخالفی و قطعاً و یقیناً مانند خورشید در وسط روز است بدون شک و شبهه به ایشان رجوع کردیم و ان شاء الله تا این زمان و تا آخرین نفس در زندگی مان (از ایشان تقلید می کنیم) و بر این اعتقاد می میریم و زنده می شویم؛
با اعتقاد به سخن خداوند متعال:
“إن الله یعلم حیث یجعل رسالته” (۳)
حتی در موضوع رهبری؛ زیرا بسیار مهم است و تکمیل کننده ی امامت و عصمت در غیبت امام معصوم است؛ بخاطر اطاعت از فرمان ایشان (عجل الله تعالی فرجه الشریف):
«و أما من الفقهاء من کان صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفاً لهواه مطیعاً لأمر مولاه فللعوام أن یقلّدوه» (۴) ما ایشان (مقام معظم رهبری) را کامل ترین و بهترین مصداق این حدیث می دانیم که خداوند او را برای مثل چنین زمان سخت و نزدیک به ظهور حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در کشمکش و درگیری ما با شیطان بزرگ و غده ی سرطانی اسرائیل و برچیدن أذنابِ (۵) آنها مثل وهابیهای تکفیری و داعشیها، ذخیره کرده است.
من با قطع و یقین اعلام میکنم تقلید از آن حضرت (مقام معظم رهبری) و پیروی کامل از خط ایشان، مانند تقلید از امام خمینی (رحمت الله علیه) در رهایی از جاهلیت این قرن و قرن پیشین و مانند پیروی از ولایت بعد از اتمام رسالت در غدیر خم است، طبق فرمایش خداوند متعال:
﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا (۶)﴾
این کار مقدمه ی دولت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و لذا انحراف و دوری از آن به منزله ی انحراف و دوری از رسالت و ولایت است.
خداوند همواره به راه راست هدایت میکند و ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.
الاحقر السید عیسی الطباطبایی النجفی
بیروت فی ۱۴ / ربیع الثانی ۱۴۴۵ هـ




