
حضرت حجت الاسلام والمسلمین کاظم راشد یزدی
این خطیب اخلاق و انقلاب در سال ۱۳۳۴ه.ش وارد حوزه علمیه یزد شد و به تحصیل علوم دینی پرداخت. او در طی سالهای تحصیل خود در این شهر از محضر استادان بزرگی از جمله آقایان مدرسی بهره برد و پس از آن به قم هجرت کرد. وی در مدت فراگرفتن دروس سطح در قم از محضر آیتالله مصباح و آیتالله مشکینی بهره برد و با پایان یافتن دروس سطح به دروس خارج حضرات آیات عاملی و انصاری محلاتی در شیراز رفت و از محضر آنان کسب فیض کرد. ایشان یکی از یاران قدیمی مقام معظم رهبری (مدّ ظلّه العالی) و آیتالله صدوقی بود که در سالهای انقلاب و جنگ نیز حضور پررنگی در پیشبرد اهداف اسلام داشت. همچنین وی با سفر به کشورهای مختلف تا به امروز فعالیتهای فرهنگی بسیاری در راستای ترویج مبانی و معارف دینی و اخلاقی داشته است. ایشان با بیش از نیم قرن خدمت تبلیغ دین، همواره به عنوان چهرهای تأثیرگذار در تبیین و گسترش آموزههای اسلامی و اخلاقی شناخته میشود و در این مسیر، تلاشهای بیوقفهای را برای تربیت نسل جوان انقلابی و ارتقای فرهنگ دینی جامعه انجام داده است.
——————————————————————-
متن دستنوشتهی معظمٌله
بسمه تعالی
افتخار میکنم بعد از امام مقلّد حضرت آیت الله خامنه ای هستم.
راشد یزدی
—————————————————————————–
متن مصاحبه با معظمٌله (رحمه الله):
از لحاظ حدّت ذهن و قدرت فکر، آقای خامنهای فوقالعاده هستند. …
(آیتالله سید محمود هاشمی شاهرودی) در این باره فرمودند: «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» را امشب (بعد از گفتگوی علمی با آیت الله خامنهای) با چشم خودم دیدم. ایشان همچنین گفتند: «آقا مچ همه را پیچاند و بر همه نظریهها غالب آمدند.» (۱)
اینکه گفتم آقای خامنهای از لحاظ حدّت ذهن و قدرت فکر در سطح بالایی قرار دارند، برای این است که متوجه شوید این مسئله در اسلام واقعیت دارد. یک نمونه از قرآن، بزرگترین آیه در قرآن، آیهی دَین است. این آیه یک صفحه کامل است و در آخر آن آمده است: «وَ اتَّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ الله»، یعنی اگر تقوا داشته باشید، خدا معلم شما میشود.
در تبیین این آیه، در اصول کافی جلد اول، صفحه ۲۰۰، روایتی از امام رضا (علیهالسلام) نقل شده است: «إنّ العبدَ إذا اختارَهُ اللّه ُ عزّ و جلّ لاُمورِ عبادِهِ شَرحَ صَدرَهُ لذلكَ، و أودَعَ قلبَهُ يَنابِيعَ الحِكمةِ، و ألْهَمهُ العِلمَ إلهاما، فلَم يَعْيَ بعدَهُ بجوابٍ و لا يَحيرُ فيهِ عنِ الصّوابِ. (۲)» امام رضا (علیهالسلام) میفرمایند: «هرگاه خداوند عزّ و جلّ بندهای را برای ادارهی امور بندگانش برگزیند، برای این امر به او شرح صدر عطا میکند، چشمههای حکمت را در دلش جاری میسازد و به او علم و دانش الهام میفرماید، به گونهای که پس از آن، از پاسخ هیچ چیز در نمیماند و در یافتن راه درست سرگردان نمیشود.»
«إن العبد إذا اختاره الله لامور عباده…» یعنی اگر خداوند بندهای را برای امور بندگانش برگزیند، او را رها نمیکند. «شرح صدره لذلک»، به این شخص شرح صدر میدهد. شرح صدر یعنی چه؟ اولین اسلحهی انبیاء است. وقتی خداوند به حضرت موسی (علیهالسلام) میفرماید: «اذهب الی فرعون»، حضرت موسی میگوید: «رب اشرح لی صدری». به پیامبر ما (صلیاللهعلیهوآله) نیز میفرماید: «الم نشرح لک صدرک…».
«اذا اختاره الله لامور عباده» آیا غیر از رهبری است؟
«و اودع قلبه ینابیع الحکمه»، یعنی سرچشمههای حکمت را در دلش جاری میکند.
« ألهمه العلم إلهاما»، یعنی علم را به او الهام میکند.
«واتقوالله و یعلمکم الله»، این مدرکش است و این هم تبیینش.
این حرف آقای هاشمی شاهرودی که میگوید: «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء»، به این معناست که علم به این سادگی به دست نمیآید. صرفاً طولانی درس خواندن دلیل بر این نیست که کسی را اعلم بدانیم. اساتیدش چه کسانی بودن، بشمارید…
رهبری با این مقام و موقعیتی که دارد، توسط خدا انتخاب شده است. خبرگان نمیتوانند کسی را تعیین کنند؛ اول خدا باید انتخاب کند، بعد خبرگان. در مورد عالم بودن آقای خامنهای، این دو نکته را بیان کردم.
من به یاد دارم که در آن زمان، ترشحات علمی آقا به ما میرسید و ما برای چند روز به مشهد میرفتیم و در درسهای ایشان (۳) شرکت میکردیم. حالا که آن درسها مکتوب شده و من تفسیر آن سورهها را میخوانم، میگویم: «الله اکبر!» آن زمان فقط میشنیدیم، اما حالا که با دقت میخوانیم، میگوییم: «عجب! چطور این نکته را فهمیده؟!»
دوستان و رفقای ما که در آن زمان پای منبر ایشان مینشستند، مطالب را نوشتهاند و الان چاپ شده است. وقتی این مطالب را میبینم، میگویم: «عجب! ما چقدر کودن بودیم.» بعضی از این کتابها را دو بار خواندهام. ایشان بسیار بزرگ و در عین حال بسیار غریب هستند.
واقعاً اگر کسی آقای خامنهای را بشناسد، از لحاظ زندگی، از لحاظ علمی، از لحاظ عملی برود ببیند زندگی آقا چطوره! متوجه عظمت ایشان میشود.
چندی پیش به آقا عرض کردم: «شما هنوز هم به خانهی شهدا میروید؟» ایشان فرمودند: «بله! اخیراً به جایی در شهر ری رفتم.» چند بار من هم افتخار داشتم که با ایشان بروم. آقا معمولاً میروند و مینشینند، پدر و مادر شهید میآیند و صحبت میکنند، سپس قرآنی امضا میکنند و هدیهای میدهند.
آقا فرمودند: در شهر ری، پدر شهیدی آمد و نشست و گفت: «آقای خامنهای، اولاً خوش آمدید، ولی من هم درخواستی دارم.» (با لهجهی یزدی گفت که من (رهبری) یاد آقای راشد یزدی افتادم.) گفتم: «بگو ببینم میتوانم انجام بدهم یا نه.» پدر شهید با صدای بلند گفت: «شما هر کاری بخواهید میتوانید انجام دهید، مگر اینکه نخواهید انجام دهید.» گفتم: «خوب، بگویید.» گفت: «من دو تا پسر دارم که سرپناه ندارند. خانه ندارند. کاری کنید که اینها سرپناه پیدا کنند.» آقا فرمودند: «از اول گفتم بگو ببینم میتوانم یا نه؟ من خودم چهار تا پسر دارم که هیچکدام سرپناه ندارند. خدا میداند که نمیتوانم برایشان تهیه کنم.» پدر شهید آرام شد، اما دل من (رهبری) آرام نشد. گاهی بچههای من برای اجاره مشکل پیدا میکنند و من به آنها کمک میکنم. نکند این خانواده هم نتوانند اجاره بدهند. به یکی از همراهان گفتم: «با من نیایید و تحقیق کنید که این خانوادهی شهید از چه راهی ارتزاق میکنند. هر زمان از شب بود، بیایید و به من خبر بدهید.» پاسی از شب گذشته بود که آمد و گفت: «یک سوپرمارکت دارند و خودش و دو تا از بچههایش در آنجا کار میکنند. از بس سرشان شلوغ است، نمیرسند که فروش کنند. اونجا دلم آرام شد که اجاره دارد بدهد.»
این آقای خامنهای است. چیزهایی که مردم نمیتوانند باور کنند. گاهی بعضی از دوستان ما چیزی نذر آقا میکنند. یک بار یک یزدی چند میلیون نذر آقا کرده بود. من نمیگویم چقدر بود، آقا هم نمیپرسند چقدر است. این آقای یزدی خانهاش به فروش نمیرفت، نذر کرد. یک بار یک یزدی چند میلیون داد. رهبری پرسیدند: «نذرش ادا شده؟» گفتم: «یزدی است، ادا نشده بود، نمیداد.» گفتند: «پس به دوستان بگویید نذرشان ادا میشود.» این خانهی خودشان و زندگیشان از این پولها اداره میشود. میلیاردها پول به دستشان میرسد، اما رهبری دست نمیزنند.
خیلی چیزها از آقای خامنهای دیدیم. من هشت ماه در یک خانه، در یک اتاق، خدمت آقا بودم و کنار هم میخوابیدیم. «والله یک مکروهی از ایشان که الان یادم باشد، یادم نمیآید دیده باشم.»
این موارد عملی، اعتبار ایشان را از لحاظ علمی بالاتر میبرد. یعنی نحوهی عمل صالح، «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ.» این مهم است. الحمدلله همهی مراجع همینطور هستند، اما آنچه من دیدم این است: « فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ »
من از روز اولی که امام فوت کردند و ایشان مقلَّد (۴) شدند، این قید را بر گردن خودم داشتم. برای من ثابت شده که ایشان اعلم و افضل هستند. این چیزی است که ظاهراً میبینیم. (در مورد اعلم بودن سؤال شد) ما با ایشان مباحثه نداشتیم. البته علمای تبریز (با ایشان ارتباط داشتند که من فامیلشان را یادم نمیآید) هر کسی که با آقای خامنهای بحث کرده، قطعاً وزنهی علمی و اعلمیت ایشان برای آنها روشن شده است. (۵)