پرسش و پاسخسؤالات محرم و نامحرم

حرمت ابدی زوجین به دلیل جهل به احکام شرعی ـ شیردادن به نوزاد توسط مادربزرگ

پرسش:

با عرض سلام محضر استاد مکرم حجت‌الاسلام راجی و اعضای فعال سایت

جدیداً در شبکه‌های اینترنتی پیام‌هایی آمده که زن‌وشوهری به حج رفته‌اند و کودک شیرخوارشان را به مادر دختر سپرده‌اند و این مادربزرگ به نوه‌ی دختری‌اش شیر کامل با شرایط داده است، حال این دختر و پسر حرام موبد می‌شوند.

از قول حضرتعالی نقل کرده‌اند که فرموده‌اید آیت‌الله مکارم قائل به حرمت نیستند، خواستم بدانم واقعاً چنین است؟

آیا ایشان می‌گویند حرام ابد نمی‌شوند؟ مگر ما قاعده نداریم که لا ینکحون أب المرتضع فی أولاد صاحب اللبن

پرسش من برای این نیست که شما اشتباه می‌گویید، اگر شما نقل کنید، بدون مدرک برای ما حجت هستید، فقط شک داشتم آیا این کلام از ناحیه‌ی شما است یا به شما نسبت کذب یا یک کلاغ ۴۰ کلاغ شده است.

از قبل صمیمانه متشکر و دست‌بوس استادم

 

نام مرجع تقلید:

آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی (حفظه‌الله تعالی)

 

پاسخ:

با عرض سلام و ادب؛

به فتوای معظم‌له، احتیاط مستحب است که زن، بچه‌ی دختر خود را شیر کامل ندهد. همچنین بچه‌ای را که شوهر دخترش از زن دیگر دارد. (لذا در فرض سؤال شما، حرمت بین زن و شوهر نمی‌آورد و زوجیّت کمافی‌السابق باقی است.) (۱)

برای توضیح از دلیل فتوای معظم‌له می‌توانید به أنوارالفقاهه ـ کتاب النکاح (آیت‌الله مکارم شیرازی)، ص۵۸۰ و ۵۸۱ رجوع نمایید. (۲)

شایان‌ذکر است “لا ینکحون” که در سؤال آورده‌اید اشتباه است، زیرا هیچ‌گاه یک فعل دو فاعل نمی‌گیرد، حتی اگر مرادتان جمع باشد، فقط فاعل را باید جمع بیاورید و فعل قبلش مفرد می‌آید. (۳) لذا صحیحش “لا ینکح” (۴) است.

 

 

منابع:
(۱) توضیح‌المسائل، ص۴۰۲، م۲۱۱۴ / احکام خانواده‌ی معظم‌له، ص۳۶۰، س ۸۲۲ و ۸۲۳ / سایت رسمی معظم‌له، قسمت استفتائات رضاع، بخش محارم رضاعی
(۲) إذا أرضعت امرأه ولد بنتها:
أقول: هذه المسأله لیست مسأله جدیده، بل هی نتیجه ما مرّ فی المسأله ۱۲، من أنّه لا ینکح أب المرتضع فی أولاد صاحب اللبن، و لکن کرره قدّس سرّه لفروع تترتب علیها و فی‌الواقع هذه المساله تترکب من خمسه فروع:
۱ـ لا فرق فی مسأله حرمه نکاح أب المرتضع فی أولاد صاحب اللبن، بین کون الرضاع سابقا على التزویج أو لاحقا، فلو أرضعت الجدّه أولاد بنتها، (سواء کان ذکرا أو انثى)، حرمت بنتها فی بیت زوجها، لأنّ الزوج و هو أبو المرتضع لایجوز له نکاح أولاد صاحب اللبن و منها زوجته؛ و قد مرّ أنّها بمنزله بنته، و عمده الدلیل علیه روایه ابن مهزیار.
هذا، و لکن قد ناقشنا فی هذه المسأله، و أنّه لا دلیل على حرمته وفاقا لغیر واحد من أکابر الأصحاب، فالحکم بالحرمه و أبطال النکاح مشکل جدا.
۲ـ لا فرق بین أن یکون لبن الجدّه، لبن ابى البنت، أو من لبن زوج آخر؛ کما إذا مات أبو البنت و تزوجت الجده بزوج آخر و أرضعت من لبن زوجها الجدید ولد بنتها، و حینئذ تحرم البنت على زوجها، لما عرفت من حرمه أولاد المرضعه نسبا أیضا على أبی المرتضع على المشهور.
و قد ناقشنا فی ذلک أیضا، فلا تحرم على المختار.
۳ـ و لا فرق أیضا بین أن تکون المرضعه، أمّ هذا البنت أو زوجه أبیها، فانّ أب المرتضع لایجوز له نکاح أولاد صاحب اللبن من أیّه زوجه کانت؛ لعموم الدلیل على قول المشهور؛ و قد ناقشنا فی ذلک أیضا.
۴ـ لا أثر لإرضاع الجدّه من ناحیه الأب، أولاد ابنها؛ لأنّها لا تدخل فی عموم لا ینکح أبوالمرتضع فی أولاد صاحب اللبن؛ فانّ أبا المرتضع و هو الابن یکون بمنزله الأخ لابنه، لأنّ کلا منهما شرب من لبن الجدّه، و لا یضرّ هذا بشی‌ء و لا ربط له بحلّیّه زوجته و إن شئت قلت فی مسأله الجده من ناحیه الام، تکون زوجته اخت ولده، فتکون بمنزله بنته و هنا یکون نفس الزوج أخو ولده.
۵- قد ینتفى الموضوع، فینتفى الحکم بانتفاء الموضوع، و هذا فی ثلاث صور: طلاق الزوجه (أی البنت) أو موتها أو وفاه زوجها، فانّه لا یبقى موضوع لحرمه البنت فی بیت زوجها لعدم الزوج أو الزوجه؛ هذا کله على مختار المشهور.
نعم، تبقى آثاره بالنسبه إلیها بعد الطلاق، إذا أراد التزویج من جدید، أو بالنسبه الى اختها، لعدم جواز نکاح أبی المرتضع فی أولاد صاحب اللبن مطلقا، هذه المرأه أو اختها؛ و اللّه العالم.
أنوارالفقاهه ـ کتاب النکاح (لمکارم)؛ ص۵۸۰ و ۵۸۱
(۳) مثلاً می‌گوییم: قال الناسُ و نمی‌گوییم قالوا الناسُ / یا مثلاً می‌گوییم جاء علیٌ (مفرد) یا جاء الناس (جمع)، برای هر دو از فعل مفرد استفاده شده است. یا در سوره بقره، آیه ۲۱۳ می‌خوانیم: کان الناسُ امه واحده، و نیامده کانوا الناس … (چون کان ۲ اسم نمی‌گیرد) / و یا در سوره یونس، آیه شریفه ۲۴ می‌خوانیم: …مما یاکل الناسُ و الانعامُ… (از آنچه مردم و چهارپایان از آن می‌خورند، یعنی معنای جمع می‌دهد) و نیامده یاکلون الناسُ و الانعامُ … / یا مثلاً در سوره مبارکه طه، آیه شریفه ۵۹ می‌خوانیم: و أن یحشر الناسُ ضُحیً … (همه‌ی مردم را پیش از ظهر گرد هم می‌آورند) و نیامده و أن یحشروا الناسُ ضُحیً…
بله می‌توانیم در تمام این موارد یا موارد دیگر فعل را دوم بیاوریم و در آنجا جمع می‌آید. مثلاً بگوییم: الناسُ قالوا / الناسُ کانوا / المسلمون جاءوا و…
(۴) لا ینکحُ أب المرتضع فی أولاد صاحب اللبن
خواندن  احکام شیر دادن، مطابق با فتاوای مراجع تقلید [رضاع و شیردادن]

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا