• امروز : یکشنبه - ۱۳ آذر - ۱۴۰۱
3

سب و لعن به بدعت گذار

  • ۱۶ مهر ۱۴۰۱ - ۱۴:۱۲

سؤال:  تهمت زدن به بدعت گذاران در دین چه حکمی دارد همچنین سب و لعن آنها؟   نام مرجع تقلید: مقام معظم رهبری، آیت الله سیستانی   پاسخ: با عرض سلام و ادب؛ آیت الله سیستانی:  هِجاء مؤمن حرام است این و مراد از آن بیان نواقص و معایب او و بدگویی و مذمّت اوست […]

سؤال:

 تهمت زدن به بدعت گذاران در دین چه حکمی دارد همچنین سب و لعن آنها؟

 

نام مرجع تقلید:

مقام معظم رهبری، آیت الله سیستانی

 

پاسخ:

با عرض سلام و ادب؛

آیت الله سیستانی: 

هِجاء مؤمن حرام است این و مراد از آن بیان نواقص و معایب او و بدگویی و مذمّت اوست چه به صورت نثر باشد و چه به صورت شعر ذکر گردد و بدگویی و مذمّت مطلق مردم به غیر از مؤمن کار نیکویی نیست مگر زمانی که مصلحت‌ عامّه ای این امر را اقتضاء نماید و گاهی در این هنگام، بدگویی و مذمّت واجب می‌شود مانند بدگویی و مذمّت از فرد فاسق بدعت گذار[۱] تا مردم به بدعتش گرایش پیدا نکنند. [۲]

مقام معظم رهبری: 

دشنام و سبّ به بدعت گذار[۳] (چه بدعت ‌گذار در اصول باشد و چه در فروع):

الف) در صورتی ‌که دشنام به این افراد، سبب منزوی شدن آنها شود، به گونه‌ ای که نتوانند در ایمان مؤمنان اثر بگذارند، دشنام و سب آنها واجب است.

ب) اگر در جایی سب این افراد اثر عکس ‌گذارد، این سب حرام است؛ مانند اینکه به بدعت ‌گذاری دشنام دهند و او در مقابل، منشِ مظلومانه به خود بگیرد و باعث شود عده‌ ای بگویند که این دشنام از بی منطقی است. [۴]

شایان ذکر است، اگر مراد شما، بعضی از مقدسات برادران اهل تسنن است؛ باید به عرضتان برسانیم که لازم است از کارهای اختلاف انگیز بپرهیزید. و همچنین هرگونه گفتار یا کردار و رفتاری که در زمان حاضر سوژه و بهانه به دست دشمن بدهد و یا موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمین گردد شرعاً حرام اکید است. [۵]

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] مثل مذمت علماء و فقهای عظیم‌الشأن از اشخاص منحرف و بدعت گذاری همانند ابن عربی، قیصری، بایزید بسطامی،حسن بصری، معروف، طاووس،سفیان ثوری، ابراهیم ادهم، ابوحامد محمد غزالی، مولوی رومی، شمس تبریزی، شاه نعمت‌الله ولی، عطار نیشابوری، حسین بن منصور حلاج، و …

[۲] منهاج صالحین، ج۲، ص ۱۶، م ۳۳

[۳] بدعت به این معناست که چیزی که مسلماً از دین است ، نفی کند، یا چیزی که از دین نیست، وارد دین کند و فرقی نمی‌کند که این بدعت در فروع باشد یا در اصول. همچنین فرقی نمی‌کند در اصول اساسی باشد یا در اصولی که اعتقاد با آن ملاک کفر و ایمان نیست؛ مثل بسیاری از مبانی اعتقادی که جزو اصول دین یا مذهب به حساب نمی‌آیند، لکن جزو اعتقاداتند (مکاسب محرمه، ج ۲۱۵، ص ۲)

[۴] برگرفته از دروس خارج معظم له – و مکاسب محرمه، ج ۲۱۵، ص ۲ – و همچنین رساله آموزشی، ج ۲ ، ص ۷۳

[۵] نشریه پیام دین ، جزوه شوخی و مزاح (شماره ۴۸(،  ج۲، ص ۱۶ –  استفتاء خصوصي كتبي از معظم له- استفتائات استانها

لینک کوتاه : https://118ahkam.ir/?p=2449

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی کلمات رکیک، تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.