
حضرت آيت الله حاج سید محمود هاشمی شاهرودی
ایشان در ۱۴ سالگی به تحصیلات حوزوی روی آورد و در مدت کوتاهی دروس سطح را به اتمام رساند. پس از آن، به حلقه درس آیتالله شهید سید محمدباقر صدر پیوست و سالها در خدمت استاد خود، مبانی اجتهاد در اصول و فقه را بهخوبی فراگرفت. وی نزد امام خمینی (قدّس سرّه) و آیتالله سید ابوالقاسم خویی نیز شاگردی کرد و در سال ۱۳۵۸ه.ش در سن ۳۱ سالگی، از شهید صدر اجازه اجتهاد دریافت نمود. در این اجازهنامه، از او بهعنوان علامه و یکی از مجتهدانی که آروزهای اسلام و مسلمانان بدانها آویخته، یاد شده است. شهید صدر او را بهعنوان نماینده خود در امور حسبیه معرفی کرد. پس از ورود به ایران در فروردین ۱۳۵۸ه.ش، به درخواست امام خمینی (قدّس سرّه)، تدریس در حوزه علمیه قم را آغاز نمود و از آن زمان تا پایان عمر، درسهای خارج فقه و اصول او برقرار بود. ایشان سالها یکی از اعضای شورای افتای آیتاللهالعظمی خامنه ای (مدّ ظله العالی) نیز بود. برخی از آثار علمی وی عبارتاند از: «بحوث فی علم الاصول» (تقریرات درسهای اصول سید محمدباقر صدر) در ۷ جلد، «کتاب الخمس»، «قرائات فقهیه معاصره» و «کتاب الزکاة». وی از سیاستمداران ایرانی زاده عراق، سخنگوی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، سومین رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، پنجمین رئیس قوه قضائیه، رئیس هیئت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سهگانه، عضو فقیه شورای نگهبان، نایبرئیس اول مجلس خبرگان رهبری، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، عضو مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و مجمع جهانی اهلبیت، و رئیس مؤسسه «دائرةالمعارف فقه اسلامی بر طبق مذهب اهلبیت» بود.
———————————————————————–
آية الله حاج سید محمود هاشمی سخنگوی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و مدرس حوزه علميه قم
متن دستنوشتهی معظمٌله
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
عظم الله أجورنا وأجوركم بمصاب الأمة الإسلامية بفقد مرجع آخر من مراجعها العظام وآية أخرى من آيات الله الباهرة في الأرض آية الله العظمى الشيخ الاراكي (قدس سره) و الذي كان بحق مثالاً للتقوى والعلم و العمل الصالح و أسوة لكل السالكين نهج الأبرار من علمائنا السالفين و مراجعنا الماضين (قدّس الله أسرارهم) و نسأل الله (سبحانه و تعالى) أن يتغمّدهم جميعاً برحمته الواسعة و يحشرهم مع النبيين و الأئمة الطاهرين (عليهم أفضل صلوات المصلّين) و أن يوفّقنا وإيّاكم على اتّباع نهجهم القويم و الاقتداء بسيرتهم الصالحة و إكمال مسيرتهم الظافرة كما يحبّه الله ورسوله و المؤمنون.
امّا فيما يتعلّق بسؤالكم حول مرجعية سيّدنا القائد ولي أمر المسلمين آية الله السيد على الخامنئي (حفظه الله تعالى و أدام ظلاله على رؤوس الأمّة) فقد أشرنا بذلك في برقيتنا السابقة إلى سماحته عند وفاة المرجع الكبير المرحوم آية الله العظمی السید الگلپایگانی (قدس سره) وأكّدنا فيها المبرّرات التي تدلّل على صلاح ذلك للإسلام و المسلمين و أنّ فيه جمعاً للشمل و تعزيزاً لراية الحق والهدى و قصماً لكيد الأعداء والكافرين. فنسأل الله (سبحانه و تعالى) أن يمدَّ في عمره الشريف و أن يمتّع الأمّة الإسلاميّة بقيادته الرشيدة و مرجعيّته الصالحه حتى ظهور بقية الله الأعظم إمام زماننا (أرواحنا فداه) …. و السلام عليكم و على جميع الاخوة المؤمنين و عباد الله الصالحين و رحمة الله و بركاته.
محمود الهاشمي
27 / ج2 / 1415 هجریه
ترجمه:
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته. خداوند بر پاداش ما و شما در مصیبت امّت اسلام در از دست دادن مرجع دیگری از مراجع بزرگ و آیت دیگری از آیات تابان خداوند در زمین، آیة الله العظمی اراکی (قدس سره) ، بیفزاید. به راستی او نمونه تقوی، علم و عمل شایسته و الگوی همه پویندگان راه راد مردان، علمای گذشته و مراجع پیشین (قدس سرهم) بود. از خداوند پاک و متعال می خواهیم که همۀ آنها را مشمول رحمت گسترده خویش گردانیده و با پیامبران و امامان پاک، که بهترین درودها بر آنان باد، محشور فرماید و همۀ ما را در پیمودن راه استوار و اقتدا به روش شایستۀ آنها و تکمیل حرکت پیروزشان، بدان گونه که خدا و پیامبرش و مؤمنان دوست دارند موفق بدارد.
اما دربارۀ پرسش شما در مورد مرجعیت رهبر بزرگوارمان ولی امر مسلمین آیة الله سید علی خامنه ای (حفظه الله تعالى و ادام ظلاله على رؤوس الامّه) پیش تر در تلگرافی به خود آن جناب به هنگام فوت مرجع بزرگ مرحوم آیة الله العظمی گلپایگانی (قدس سره)، اشاره کرده و بر عواملی که این امر را به عنوان مصلحت اسلام و مسلمین اثبات می نماید، تأکید نموده ایم.
زیرا که در آن هم وحدت کلمه و هم سرافرازی پرچم حق و هدایت و هم شکست نیرنگ دشمنان و کافران است.
از خداوند پاک و متعال می خواهیم که بر عمر شریفشان افزوده و امّت اسلام را از رهبری بالنده و مرجعیت شایسته ی ایشان تا ظهور بقية الله اعظم امام زمان ما، که جانهایمان فدایش باد، بهره مند گرداند. سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما و همه برادران مؤمن و بندگان شایسته ی او.
محمود الهاشمي
27 / ج2 / 1415 هجریه
———————————————————————
متن سخنرانی معظمٌله
بنده مدتهاست در خدمت مقام معظّم رهبری در بحثهای فقهی مفصل و بسیار سختی که در مسائل مستحدثه و محل ابتلای نظام انجام میگیرد، حاضر بودهام. معمولاً در این مسائل مستحدثه که فقهاء هم بحثی را ارائه ندادهاند، یا کمتر ارائه دادهاند، آن قابلیتها و ویژگیهای اجتهادی یک مجتهد مطلق مشخص و نمایان میشود و الا بحثهایی را که همه مطرح کردهاند و در جواهر، عروه و شروح عروه و کتابهای دیگر هست، هرکسی میتواند مطالعه کرده و تقریر کند.
به نظر من اجتهاد و فقاهت در آن موارد خیلی جلوهگر نیست و دقت نظر و فقاهت یک فقیه آنجا بیشتر مشخص میشود که خودش مسئلهای را بررسی کند که گذشتگان خیلی بحث نکرده باشند، خودش برود منابع را پیدا کند، قواعد لازم فقهی را پیدا کند و بر آن مسئله تطبیق دهد و اشکالات وارده را جواب دهد. من شاهد بودم و فضلا و بزرگان دیگری هم شاهد بودند و از آنها هم شنیدم که در بعضی از نوشتارها شهادتهایی را دادهاند. ایشان در آن جلسه واقعاً مانند یک مجتهد مطلق وارد مسئله میشوند. در تنظیم مسئله در مبانی که باید به آن استناد شود، در نوع ادلهای که در مسئله بایستی به آنها استناد شود، متقدم و متأثر از این ادله تعیین شود، کیفیت جمع بین ادله روشن شود و خلاصه هیچ کمّی و کاستی از ایشان دیده نمیشود. مثل یک مجتهد مطلق وارد میشوند. هرگونه تشکیلات در این مسئله ناشی از جهل یا غرض یا مرض است و غیر از ضربهزدن به اسلام چیز دیگری نیست… . بالاخره از نظر مجتهد مطلق بودنِ مقام معظّم رهبری جای شکی نیست. الحمدلله اخیراً چند تا از بحثهای ایشان هم در این مجله فقه اهلبیت علیهمالسلام چاپ شده و بعضی دیگر در شرف چاپ است که تسلط کامل ایشان را ثابت میکند. اضافه بر تسلط بر مبانی اجتهادی که هر فقیه و مجتهدی بایستی بر آنها مسلط باشد دارای ویژگیهای علمی و فقهی خاص خودشان هستند که من به یکی دوتا از آنها اشاره میکنم:
یکی این که (مقام معظّم رهبری) در مسائل رجالی دارای معلومات بسیار خوبی هستند و در رجال واقعاً کار کردهاند و جزء مجتهدینی هستند که به مسائل رجالی اهمیت میدهند. مسائلی را قبول کردهاند، اشکالات وارد را رفع کردهاند و تفوق چشمگیری در مسائل رجالی دارند که این خود یکی از موجبات اعلمیت یک فقیه است و اطلاع رجالی ایشان بحمدالله خیلی گسترده و وسیع است.
امتیاز دیگر ایشان فهم سالم و ذوق مستقیمی است که در فهم آیات و روایات دارند. مسئله استظهار و استفاده از ادله لفظی در استنباط بسیار مهم است؛ بلکه اساس فقاهت است و معمولاً یکی از اموری که به بعضی از فقها اشکال گرفتهاند،
مخصوصاً فقهایی که کمتر با حوزههای عربی سروکار داشتند همین اشکال بوده که بعضی از استظهارات آنها دقیق و درست نیست. من در این مدت دیدهام که ایشان بسیار جالب استظهار میکنند. نکات ادبی را خوب بررسی و حلاجی میکنند و از آنها دلالتهای جالبی را به دست میآورند.
… من شاهد بودهام و بزرگان دیگری هم شهادت دادهاند که ایشان در این مسائل، مانند یک مجتهد مطلق وارد میشوند و بحث میکنند.
همچنین ویژگی دیگر ایشان نظم منطقی و دقیق ذهنی ایشان است که معمولاً در تدوین و تنقیح بحثهای پیچیده علمی بسیار مهم و کارساز است. (۱)
—————————————————————
به نقل از آیتالله الشیخ الاسدی (دامت برکاته):
بسم الله الرحمن الرحیم.
بنده هر زمان به بیروت میرفتم، شهید سید حسن نصرالله کسی را می فرستاد تا مرا به نزد او ببرند.
در یکی از دیدارها صحبت از اعلمیت مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی شد.
ایشان فرمودند: «اوایل رهبریِ مقام معظم رهبری بعد از رحلت آیت الله اراکی، من تحقیق کردم که آیا حقیقتاً مقام معظم رهبری از دیگران بالاتر است یا خیر؟ تا اینکه حضرت آیت الله العظمی هاشمی شاهرودی را دیدم و از ایشان سؤال کردم.
حضرت آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی در پاسخ فرمودند: مقام معظم رهبری در حال حاضر مرجع تقلید اعلم است. بلکه قطعاً از آیت الله العظمی خویی هم اعلم است.»
سپس خود آیت الله شیخ محمدقاسم الاسدی از قول خودشان فرمودند: واقعش هم همین است که مقام معظم رهبری از آیت الله خویی برتر است. (۲)
———————————————————————–
به نقل از آیتالله کعبی (دامتبرکاته):
– مرحوم آیتالله شاهرودی در حوزهی علمیهی قم و جهان اسلام را چطور ارزیابی میکنید؟
+ ایشان جزو اساتید بسیار مبرز و برجستهی اصول و فقه، هم در حوزهی نجف و هم در حوزهی قم بودند؛ بهگونهای که اساتید بزرگ حوزهی نجف و حتی مراجع نجف مانند آیتاللهالعظمی فیاض که جزو شاگردان برجستهی آیتالله خویی هستند، درجهی بسیار بالای علمی را برای آیتالله شاهرودی قائلاند و همینطور مراجع قم مانند آیتالله وحید، آیتالله صافی، آیتالله مکارم شیرازی، آیتالله نوری همدانی، آیتالله شبیری زنجانی و بقیهی آیات عظام به جایگاه بالای علمی آیتالله شاهرودی واقف بودند.
دربارهی اعتقاد ایشان به امام خمینی هم باید بگویم که ایشان امام را از این حیث که امام، اشراف به اسلام داشتند، اعلم میدانستند. آیتالله شاهرودی همین اعتقاد به اعلمیت و اشتیاق به تسلط بر اسلام را نسبت به آیتاللهالعظمی خامنهای هم داشتند و من از زبان آقای سید حسن نصرالله شنیدم که میگفت «ما تقلید از امام خمینی و تقلید از آیتاللهالعظمی خامنهای را مدیون اظهارات ژرف و عمیق آیتالله شاهرودی در لبنان هستیم.» یعنی نظرات آیتالله شاهرودی برای حزبالله لبنان و مقاومت لبنان و مقاومت عراق و مقاومت در منطقه هم راهگشا بوده است. (۳)
—————————————————————–
به نقل از آیتالله صدیقی (دامت برکاته):
بسم الله الرحمن الرحیم
در پاسخ به سؤال در زمینه زعامت عظمی و مقام منیع مرجعیت حضرت آیت الله العظمی آقای حاج سید علی امام خامنه ای مدّظلّه عرض می کنم بر اساس سوابقی که اینجانب در محضر مراجع بزرگوار قم داشته ام و در درس بعضی بزرگان چند جلسه بودم از مباحث فقهی ایشان در نوشته هایشان استفاده کردم و درس حضرت آقا را چند سال از نزدیک استفاده کردم با اطمینان عرض می کنم عمق درس حضرت آقا کم از دیگران ندارد بعلاوه بر اساس فرمایش حضرت حجت ارواحنا فداه “اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا” رکن مرجعیت شناخت حوادث و مسائل روز است و در این قضیه اشراف امام خامنه ای از همه وسیعتر است و بعلاوه تعدادی از مراجعِ پیش مرحوم آیة الله حاج سید محمود شاهرودی رحمه الله و فقهای دیگر مثل مرحوم آقای راستی کاشانی و… تصریح باعلمیت حضرت آیة الله خامنه ای داشتند.
و بعلاوه مرجعیت آقا عز اسلام و اقتدار جبهه توحید (است) زیرا عَلَم بدست ایشان است ـ خداوند سایه ایشان را مستدام بدارد.
——————————————————————-
به نقل از آیتالله طاهری گرگانی (دامت برکاته):
باسمهتعالی
جناب حجتالاسلاموالمسلمین سید اباصالح راجی (دام عزه)
مدیر محترم مرکز تخصصی احکام جامع
سلامعلیکم؛
احتراماً به استحضار میرساند: هرچند بنده توفیق استفادهی مستقیم از محضر درس خارج فقه رهبر معظم انقلاب اسلامی را نداشتهام، لیکن با عنایت به شهادت بزرگانی مانند مرحوم آیتالله حاج شیخ حسین راستی کاشانی و مرحوم آیتالله حاج سید محمود هاشمی شاهرودی و مرحوم آیتالله حاج شیخ محمد مؤمن قمی و… و باتوجهبه اینکه ملاک اشتراط افقهیت برای مرجع تقلید، صرفاً افقهیت در استنباط نیست و اشراف به موضوعات و مسائل مستحدثه را نیز شامل میشود و نیز با درنظرگرفتن تعسر تبعیض در تقلید، نظر قاصر اینجانب این است که مرجعیت تقلید در حال حاضر در حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای مدظلهالعالی متعین است.
خداوند متعال وجود مبارک معظمٌله را در ذیل عنایت ولیالله الاعظم عجلالله تعالی فرجه محفوظ بدارد، انشاءالله.
سید محسن طاهری (گرگانی)
نماینده مردم شریف استان گلستان در مجلس خبرگان رهبری
۱۴۰۳/۱۱/۰۷
——————————————————–
به نقل از آیتالله فقیهی (دامت برکاته):
باسمهتعالی
مرحوم آیتالله هاشمی شاهرودی مرجعیت حضرت آیتالله امام خامنهای را مطرح کرده بودند یکی از رفقا میگفت در مسجدالحرام مقابل رکن یمانی از ایشان پرسیدم که آیا مرجعیت ایشان را مصلحتاً مطرح کردید یا از باب قوّت علمی ایشان (میخواهم اینجا اقرار بگیرم، مقابل کعبه) ایشان فرمود: از جهت قوّت علمی مطرح کردم.
ظاهر کلام ایشان این است که آن مرحوم حضرت آقا را یکی از مصادیق مراجع اعلم میدانستند.
سید محمد فقیهی
۱۴۰۳/۵/۹
—————————————————————
به نقل از آیتالله سلامتی (دامت برکاته):
اعلام اعلم کار سختی است؛ ولی مِن حیث المجموع بخواهیم در نظر بگیریم، بنده حضرت آقا را اعلم می دانم.
و در پاسخ به این سؤال که نظر علمای دیگر در این زمینه چیست؟
فرمودند:
خودم شخصاً از آیت الله خزعلی شنیدم که حضرت آقا را اعلم می دانند.
همچنین آیت الله مهدی روحانی
همچنین آیتالله هاشمی شاهرودی (حضرت آقا را اعلم میدانستند)
و همچنین آیت الله احمدی میانجی
که از اعضای شورای فقهی حضرت آقا بودند، فرمودند در جلسه که با حضرت آقا بحث می کردیم، حضرت آقا در مباحث فقهی چیز دیگری بودند و علم عجیبی داشته و کسی به ایشان نمی رسد.
سپس فرمودند بنده به شما اجازه می دهم که از قول من نقل کنید. (۴)
—————————————————————
به نقل از حاج حیدر رحیمپور ازغدی (رحمه الله):
آیت الله خامنه ای در ۲۲ سالگی “کفایه” میگفت؛ یعنی سخت ترین کتابهای سطح. وقتی نزد آقا (امام خمینی) رفت ۵-۴ سالی که خارج میخواند بیشترین اشخاص من جمله آیتالله رفسنجانی رحمهالله میگفتند والله ایشان مجتهد است. بعد از این که ولی فقیه شدند یک روز خانه ایشان رفتم و دیدم آقای مومن و آقای خزعلی، آقای هاشمی (هاشمی شاهرودی) آمدند. یعنی، ۴ شاگرد آقای صدر(ره)، آقای خویی(ره) و امام خمینی(ره) آمده بودند تا جلسه شورای فقهی تشکیل بشود و مباحث فقهی در آن مطرح گردد؛ یعنی باهم مباحثه علمی کنند.
در ایامی که ایشان تازه رهبر شده بودند، با فقهای برجسته چندین سال مباحثه میکردند. بنابراین آقای خامنهای، بحث علمی و فقهی را به صورت ریشهای دنبال کردهاند و به علوم فقهی احاطه کامل دارند؛ من خدا را شاهد میگیرم که آقای خامنهای اعلم فقهای زمانه است. بعد از این که ۲۳ سالگی مجتهد بودند، ۱۵ سال کار علمی کردند. آقای خامنهای اعلم به فقه عبادی است؛ در فقه سیاسی و اجتماعی و مدیریت هم که رقیب ندارد … آقای هاشمی (آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی) گفتند که (حضرت آیتاللهالعظمی) خامنهای اعلم است؛ آقای مصباح (آیت الله محمد تقی مصباح یزدی) هم که فقیه و حکیم است گفت والله آقای خامنهای اعلم زمان است. (۵)
——————————————————————–
به نقل از حجتالاسلاموالمسلمین نوفرستی (دامت برکاته):
باسمه تعالی
با صلوات بر محمد و آل محمد و با احترام و آرزوی توفیقات روزافزون برای شما بزرگواران و همه خدمتگزاران به اسلام و مسلمین، پیرو مسئله مطروحه در بحث “مرجع تقلید اعلم” به استحضار میرساند، اولاً حقیر در حدی نیستم که نظر خاصی داشته باشم، بلکه به عنوان وظیفه تقلید، از همان ابتدای تکلیف با توجه به شناختی که پدر بزرگوار مرحومم و سایر بزرگان، حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) و اعلمیت معظم له داشتند برایم حجت بوده، و پس از رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی، او که به تعبیر علامه امینی (رحمة الله علیه) ذخیرة للشیعه بودند، مجلس خبرگان ولایت و رهبری خلف صالح آن حضرت و شخصیتی امروزه افتخار اسلام و بشریت در عالم هستی هستند، یعنی حضرت آیت الله العظمی امام خامنهای، ولایت و رهبری او را کشف کرد. و به مردم اعلام کردند، از همان زمان حقیر مقلّد ایشان بودم چرا که بیش از ۸۰ نفر از مجتهدین مجلس خبرگان به شایستگیهای این ذریّه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در این جایگاه رفیع که نیابت عام حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میباشند شهادت دادهاند.
ضمناً پس از رحلت مراجع تقلید آیات عظام گلپایگانی، مرعشی نجفی، خویی و اراکی (اعلی الله مقامهم) و معرفی هفت نفر از فقهاء و علمای بزرگوار را بعنوان مراجع تقلید، که در آن موقعیّت زمانی در عرصههای سیاسی و اجتماعی و رسانه های مکتوب مطرح می شد، یادم هست که شخصیت هایی محترم و بزرگوار و انقلابی نظیر حضرات آیات عظام مشکینی، هاشمی شاهرودی و آیت الله محمدی یزدی قاطعانه اعلمیّت حضرت آیت الله العظمی امام خامنهای را اعلام فرمودند و برای حقیر حجیّت داشته و هر روز که از آن زمان میگذرد بر باور و یقینم بر این حقیقت افزوده میگردد. ضمن اینکه شخصیتهای دیگری هم این موضوع یعنی اعلمیّت معظم له را در آن زمان در روزنامه اعلام داشتهاند که قابل احصاء میباشد، تازه به تعبیر مقام معظم ولایت و امامت، امام خامنهای، بار و رسالت رهبری دهها برابر رسالت و جایگاه مرجعیّت تقلید میباشد.
در پایان عرض کنم که در صحرا قیامت و یوم الحساب برای حقیر افتخار خواهد بود که اگرعامل به دستورات و احکام الهی باشیم “یوم ندعوا کل اناس بامامهم” تحت پرچم و علم امامین انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) و حضرت امام خامنهای (حفظه الله تعالی) و همراه شهدا وعلمای ربّانی و مؤمنین راستین تحت بیرق امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السّلام) حاضر باشم، که قطعاً این تنها راه نجات است.
والعاقبة للمتقین
اقل الطلاب – غلامحسین نوفرستی
قائم مقام نماینده ولی فقیه در استان خراسان جنوبی
۱۴۰۳/۱۰/۱۷
————————————————————-
به نقل از حجتالاسلاموالمسلمین هدایت (دامت برکاته):
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب با علم و تحقیق و آشنایی با مبانی علمی و فقهی و معرفتی رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خامنهای (حفظهالله) ایشان را از هر لحاظ اعلم، افقه و اتقی میدانم و مقلّد ایشان هستم.
قریب به ۲۰ سال افتخار همسایگی علّامه حسنزاده آملی را داشتم. ایشان تقلید از رهبر انقلاب را لازم میدانستند.
همچنین اساتیدم حضرات آیات خوشوقت، احمدی میانجی، مؤمن قمی، هاشمی شاهرودی ایشان (مقام معظم رهبری) را اعلم میدانستند.
از اساتید بزرگوارم که در قید حیات هستند، حضرت آیت الله شب زندهدار و آیت الله اراکی حفظماالله نیز تقلید از مقام معظم رهبری را لازم و ایشان را معرفی میکنند.
محمد هادی هدایت
———————————————————-
به نقل از حجتالاسلاموالمسلمین راشدیزدی (دامت برکاته):
چهارشنبهشبها آقا جلسهای دارند که ده تن از علما جمع میشوند. آقایان محمدی گیلانی، خزعلی، بهجتی، امامی کاشانی، مؤمن، شیخ محمد یزدی، سید جعفر کریمی، آقای شاهرودی و آملی لاریجانی حضور دارند. گاهی هم ما آنجا میرویم. یکبار خیلی غوغا و سروصدا شد. بحث پیرامون یک مسئله فقهی پیچیده بود. بعد از اتمام جلسه آقای شاهرودی به من گفت:
امشب من «أَلْعِلْمُ نُورٌ یقْذِفُهُ اللهُ فِی قَلْبِ مَنْ یشآءُ(۶)» را درک کردم؛ یعنی آقا (مقام معظّم رهبری) مچ همه را پیچانده بود. (۷)
توضیحات تفصیلی داستان فوق از معظمٌله:
یکوقتی ما تهران رفتیم خدمت آقا.
آقا فرمودند امشب شورای فتواست منزل ما.
زمستانها بعد از نماز مغرب و عشا بود. تابستانها قبل از نماز مغرب و عشا. آن وقت زمستان بود و بعد از نماز مغرب آقایون میآمدند.
آقا سید محمود (هاشمی) شاهرودی، آقای خزعلی، آقای جنتی و تعداد دیگری هم بودند، آقا سید جعفر کریمی هم تشریف داشتند. ۸ ، ۹ نفری بودند.
گفتند شب بمونید، من شام میدهم.
من هم در یک اتاق کوچولو بودم و آنها در اتاق بزرگی بودند. سنه آن حدوداً بعد از فوت امام بود. ما با بچهها صحبت میکردیم. یکوقتی سروصدا شد. بحث آخوندی بود. مخصوصاً صداهای مرحوم آقا سید جعفر کریمی که گاهی تند میشد و میگفتند نه شما چه؟ اون یکی میگفت شما چه!
من خیلی نگران شدم که چرا در حضور آقا…؟!
تا اینکه تمام شد، دیدم آیتالله آقا سید محمود (هاشمی) شاهرودی بیرون آمدند. آقای شاهرودی خیلی بزرگ بودند.
در عظمت آقای شاهرودی اگر اجازه میدهید، یکم صحبت کنم:
ایشان ۴۰ سال پیشتر آمدند مشهد. یک خونه ی کوچولو داشتند که اتاق بزرگی داشت و روضه می خوندند. وقتی من آمدم مشهد، روضه خون ایشان شدم. کم کم با هم رفیق شدیم. یک روز بحث بر سر آقا سید محمدباقر صدر شد. ایشان در تعریف و توضیح محمدباقر صدر گفتند: گاهی سؤالاتی که از کانادا، امارات و… می آمد که از آقای خویی سوال می شد، و گاهی آقای خویی این سؤال را می دادند به من (هاشمی شاهرودی) و می گفتند بدهید به آقاسید محمدباقر صدر جواب بدهند و جوابش را به همین آدرس نامه بفرست. گاهی هم می گفتند این نامه را که آقاسید محمد باقر جواب داد، بده من بخونم و بعدش بفرست. گاهی نامه ها می آمد و آقاسید محمدباقر جواب می داد، دوبار می خواند. بعد می داد به من و می فرستادم.
یکبار (آیتالله خویی) من را صدا زدند و گفتند: آقا سید محمود بیا! گفت: “هر چه ما میدانیم، آسید محمدباقر هم میداند؛ ولی او یک چیزهایی میداند که ما نمیدانیم.”
آقای خویی، خاتم الفقهاء است. بعضی او رو خاتم الفقهاء میدانند. ببینید عظمت محمدباقر چقدر است.
حالا، دو سه نفر از علما خدمت آسید محمدباقر رفته بودند و گفته بودند شما خیلی به اسلام خدمت کردید. “فلسفتنا” نوشتید که بسیاری از آخوندهایی که با فلسفه میانه نداشتند، شما اینها را به فلسفهی اسلامی کشاندید.
“اقتصادنا” نوشتید. خیلی خدمت کردید.
آسید محمدباقر فرمود: شما “فلسفتنا” گفتید. “اقتصادنا” گفتید. ولی “هاشمینا” چرا نمیگویید؟ (منظور هاشمی شاهرودی)
یعنی آسید محمود هاشمی را من (سید محمدباقر صدر) تربیت کردم و من ساختم. داغ ایشان در سینه من (راشد یزدی) سرد نمیشود.
حالا اون مجلس تمام شد و آقا سید محمود هاشمی (شاهرودی) بیرون آمد.
من گفتم آسید محمود هاشمی چه خبر بود؟ فرمودند: العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء را امشب با چشم خودم دیدم.
رفت برای انجام کاری.
من متوجه نشدم منظورشون چی بود.
وقتی آمد، گفتم من متوجه نشدم چی گفتید؟!
ایشان (آیتالله هاشمی شاهرودی) فرمودند: آقا مچ همه را پیچاند و بر همه نظریهها غالب آمدند.
بعد که رفتند داخل، ما هم رفتیم، گفتم چه مطلبی بوده، گفتند مسئلهی عمل لقاح (نطفهی کسی را به زنی تزریقکردن) بعد بحث شده که آیا محرم میشود؟ نمیشود؟ آن حرفی که آقا زده بود. راجع به چیزهای دیگرش آقا نظر جواب بود و همه را آرام کرده بودند.
گفته بودند چطور محرم میشه؟ در حالی که هیچ ارتباط شرعی با هم ندارند؟
آقا گفته بود: چطور ۱۵ بار بچه ای شیر یک زن را بخورد محرم میشه، ۹ ماه تو شکمش باشه، محرم نمی شه؟!
اینها را آسید محمود هاشمی به ما گفت. (۸)